تبليغاتX
جاویدان هنر به نام خالق زيبائيها
 

اگر که تدبیری باشد در درک منطق هنر است ... در هنر می شود نوای هستی را شنید معراج در این عرصه روی می دهد : پروازی به فرازستان معنا !              محمدرضاشجریان

 

خبرگزاري فارس: كنسرت«همايون شجريان»به همراه گروه دستان از فردا به مدت 4 شب در تالار بزرگ كشور برگزار مي‌شود.

وبلاگ جاويدان هنر

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين اجرا گروه دستان متشكل از نوازندگاني چون پژمان حدادي:تنبك، حميد متبسم:تار و سه تار، حسين بهروزي نيا: بربط ،بهنام ساماني: دف، دمام و كوزه و سعيد فرجپوري:كمانچه به همراه آواز همايون شجريان قطعاتي چون تصنيف عاشقانه،ساز و آواز بوي عشق، بداهه خواني كلام سعدي،تصنيف قيژك كولي با شعري از شغيعي كدكني،قطعه بي‌كلام مستانه، ساز و آواز كمند زلف،بداهه خواني با اشعاري از حافظ و تصنيف زهي عشق با شعري از مولانا را به آهنگسازي حميد متبسم در مايه دشتي در بخش اول اجرا مي‌كنند.
به گزارش فارس، در بخش دوم نيز گروه قطعه بي‌كلام اشتياق، ساز و آواز خورشيد آرزو و ساز و آواز عشق پاك از ساخته‌هاي همايون شجريان بر اساس اشعاري از فريدون مشيري، تصنيف چين زلف با شعر عطار نيشابوري ،تصنيف اسرار عشق از حافظ، ساز و آواز دلشده و تصنيف وطن با شعري از سياوش كسرائي را به آهنگسازي سعيد فرجپوري در مايه اصفهان مي‌نوازند.
كنسرت گروه دستان به خوانندگي «همايون شجريان» 31 مرداد،1 ،3 و 4 شهريور در تالار بزرگ كشور برگزار مي‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/31ساعت   توسط سينا کريمي  | 

خبرگزاري فارس:«محمدرضا لطفي» بعد از ماه مبارك رمضان، تور كنسرت خود را در شهرستان‌ها برگزار مي‌كند.

وبلاگ جاويدان هنر

بهراد توكلي مدير برنامه‌هاي لطفي در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: كنسرت محمدرضا لطفي كه قرار بود شهريور در باغ عفيف آباد شيراز برگزار شود به دليل سفر ايشان به تعويق افتاد.
بر اين اساس قرار است با بررسي‌هاي لازم از 15 مهرماه تور كنسرت لطفي در شهرستانها برگزار شود.
وي افزود: هم اكنون در حال مطالعه در اين زمينه هستيم كه با همكاري انجمن موسيقي ايران كنسرتهاي لطفي را در تبريز،شيراز ،اصفهان، كرمان، بوشهر، ساري،گرگان و .... برگزار كنيم.
اين نوازنده سه‌تار در خصوص چگونگي اجرا در شهرستان‌ها ادامه داد: اين كنسرت‌ها در دو بخش خواهد بود به طوري كه در يك بخش محمدرضا لطفي به بداهه‌نوازي خواهد پرداخت و در بخش ديگر به همراه گروه هم‌نوازان شيدا قطعاتي را اجرا خواهند كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت   توسط سينا کريمي  | 

در گفت‌وگو با فارس عنوان شد؛

«همايون شجريان» در سوئد، آمريكا و كانادا كنسرت مي‌دهد

خبرگزاري فارس: آهنگساز گروه دستان از برگزاري كنسرت «همايون شجريان» در سوئد، آمريكا و كانادا در ماه نوامبر خبر داد.

وبلاگ جاويدان هنر

سعيد فرج‌پوري نوازنده كمانچه و آهنگساز گروه دستان در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس، گفت:بعد از اجراي گروه در تهران كه اواخر هفته برگزار مي شود، در ماه نوامبر كه آبان و اوايل آذر خواهد بود من به همراه حميد متبسم و همايون شجريان اجرايي را در سوئد خواهيم داشت كه البته هنوز قطعات اجرايي اين كنسرت را انتخاب نكرده‌ايم.
وي افزود:طبق برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده، ارديبهشت سال آينده كنسرت تهران را در آمريكا و كانادا نيز تكرار خواهيم كرد.
اين آهنگساز ادامه داد: اين كنسرت را قبل از اجرا در تهران سال گذشته در قالب توري در اروپا به صحنه برديم و هم‌اكنون نيز در تهران و سال آينده در شهرهاي آمريكا و كانادا اجرا مي‌كنيم.
وي در خصوص برنامه‌هاي گروه آوا بيان داشت: بعد از اجرا در سليمانيه،برنامه مشخصي را در نظر نداريم البته صحبتهايي مبني بر اجراهاي آينده‌يمان شده اما هنوز هيچ چيز قطعي نيست.
فرج‌پوري در خاتمه با اشاره به كنسرت گروه دستان در تهران خاطر نشان كرد: در تلاشيم سي دي اين اجرا را همزمان با كنسرت در بازار موسيقي منتشر كنيم. البته آلبوم تصويري را نيز بعد از اجرا منتشر خواهيم كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/29ساعت   توسط سينا کريمي  | 

 

کنسرت 87 استاد شجریان به‌همراه گروه شهناز در حالی برگزار شد که مژگان شجریان، به عنوان نوازنده‌ی سه‌تار این گروه را همراهی می‌کرد. به گفته‌ی خود او و آنچه که در صفحه‌ی اجرا شنیده شد، تک‌نوازی سه‌تار در سه شب آخر اجرا شد.
در ادامه‌ مصاحبه‌ی مژگان شجریان با خبرنگار مجله‌ی شهروند امروز، علی نصیری را می‌خوانید.

 

آرش نصیری: در خانواده‌های هنری٬ کسانی که به سمت هنرهای دیگر مثل طراحی و گرافیک می‌روند که به نسبت کم‌حاشیه‌تر از موسیقی است و به نظر می‌رسد که راه‌شان را انتخاب کرده‌اند اما شما به هر حال به سمت کنسرت دادن در موسیقی کشیده شده‌اید. 

جاویدان هنر

مژگان شجریان: حقیقتش این است که یکی از رشته‌هایی که من در آن کار کرده‌ام موسیقی است٬ من هم لیسانش موسیقی هستم و هم لیسانس نقاشی و بعد از آن فوق لیسانس گرافیک را گرفتم اما حکایت موسیقی جداست. ما در خانواده ای هستیم که موسیقی رکن اساسی زندگی ماست. از بچگی هم موسیقی را شنیده‌ایم و هم کار کرده‌ایم و من در دانشگاه هم این موسیقی را ادامه داده‌ام ولی متأسفانه بعد از ازدواج نتوانستم آن‌را پیگیرانه دنبال کنم. در کنار همسرم یک شرکت تبلیغاتی داشتیم و من این کار را بیشتر ادامه دادم و بیشتر روی آن پافشاری کردم. کار من بیشتر طراحی‌هایی بود که روی موسیقی انجام می‌شد و تزهایی هم که در دانشگاه داشتم بیشتر در ابطه با موسیقی٬ رنگ و کلاً طراحی که می‌توان روی موسیقی انجام داد. من این کار را هم در نقاشی انجام دادم و هم در گرافیک  و شاید بشود گفت که کار اصلی  و تخصصی من همین است و به همین علت بیشتر در این زمینه کار کردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/27ساعت   توسط سينا کريمي  | 

کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه «آوا» در روز ۲۴ می‌ ‌۲۰۰۸ (چهارم خردادماه ۸۷) در شهر شیکاگوی ایالات متحده (ایلی‌نویز) برگزار شد. این برنامه که یکی از اجراهای تور تابستانی امسال گروه آوا در آمریکای شمالی بود؛ همان رپرتوار «سخن عشق و غوغای عشقبازان» را شامل می‌شد. همراهان استاد شجریان در این برنامه، مجید درخشانی (تار)، حسین بهروزی‌نیا (بربت)، سعید فرجپوری (کمانچه)، حسین رضایی‌نیا (دف و دایره) و همایون شجریان بودند.

در ادامه ۱۴ تصویر از همین کنسرت آماده شده که با کلیک بر روی عکس‌های زیر، قابل مشاهده است. جا دارد به دلیل کیفیت نه‌چندان مناسب عکس‌ها از حضور شما گرامیان عذرخواهی کنم.

منـبــع: RadioJavan.com

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/19ساعت   توسط سينا کريمي  | 

«جان عشاق» عنوان اثری‌ست با صدای استاد شجریان و ساخته‌ی پرویز مشکاتیان که در مایه‌ی اصفهان توسط محمدرضا درویشی تنظیم شده است. نواختن پیانوی این اثر نیز برعهده‌ی شادروان استاد فقید جواد معروفی بوده است.
در ادامه‌ی این نوشته، مروری بر این اثر می‌کنیم.

در آغاز قطعه‌ای توسط ارکستر سمفونیک به اجرا درمی‌آید. و آن‌گاه پیانوی استاد معروفی پیش‌درآمد اصفهان را می‌نوازد و آواز همراه پیانو پس از این مقدمه، آغاز می‌شود. در این قسمت انتخاب غزل «همای اوج سعادت به دام ما افتد ... » بسیار مناسب می‌گراید و به حال و هوای موسیقی و آواز لطف خاصی می‌بخشد.
آواز از درآمد آغاز می‌شود و طبق روال و سنت، به طرف اوج، یعنی از بم به زیر جریان دارد که در آواز اصفهان اوج بالاترین گوشه است. «چو جان فدای ... » بیت اوج است و بعد از آن بیت «خیال زلف تو ... » حالت قرچه و گوشه می‌گیرد که با تحریر بسیار زیبا و بیت «خاک کوی تو ...» به درآمد اصفهان فرود می‌آید و بیتی دیگر در همین پرده خوانده می‌شود. پس از آن دوبیتی « نگارینا » از باباطاهر انتخاب شده است که در گوشه ای از آواز اصفهان به نام دو بیتی اوج اجرا می‌گردد و دوباره به درآمد اصفهان فرود می‌آید و آواز همراه با پیانو پایان می‌گیرد.

اندکی بعد ارکستر سمفونیک با سازهای متنوع و هماهنگی خاص خود، شنونده را برای تصنیف بسیار زیبای «جان عشاق» آماده می‌سازد. در این جان استاد محمدرضا شجریان با شروع زیبای «دوش می‌آمد و رخساره برفروخته بود ... » صدای زیبا و مخملی بنان را زنده می‌کند. این تصنیف بسیار لطیف و چنان زیبا اجرا شده است که از نظر احساسی و تلفیق کلام و موسیقی و نحوه‌ی آهنگ‌سازی در رده‌ی کارهای ماندگار قرار می‌گیرد. بیتی از این تصنیف «گرچه می‌گفت که زارت بکشم » که در گوشه‌ی اوج است فرود پیج زیبایی استادانه دارد که جلوه‌ی زیبا و خاصی به تصنیف بخشیده است.

قسمت نخست این اثر، در مجموع از وقار و زیبایی ویژه‌ای برخوردار است و موسیقی و کلام در این ویژگی بسیار مؤثراند اما این کار طبق شنیده‌ها متعلق به چند سال پیش از انتشار آن است که تا زمان انتشار آن، چند صباحی طول کشید.

قسمت دوم این اثر با تشویق حضار آغاز می‌شود و در پارت دوم این کنسرت در دستگاه شور اجرا می‌شود. پیش‌درآمد بخش دوم توسط داریوش پیرنیاکان ساخته شده است که سرشار از لطافت و زیبایی‌ست. این پیش‌درآمد با سه تار نواخته می‌شود و در ادامه آواز استاد شجریان نیز همراه آن است. مطلع ابیات بخش دوم این برنامه، «حسنت به اتفاق، ملاحت جهان گرفت» است و بدین‌ترتیب آواز شروع می‌شود. البته استاد شجریان این غزل را پیش‌تر در دستگاه نوا با استادی تمام اجرا کرده بود که علاقه‌مندان و جویندگان هنر از آن بهره فروان برده‌اند.در این اجرا نیز که از درآمد به نقطه‌ی اوج دستگاه شور ـــ حسینی ـــ می‌رسد و قبل از آن نیز اشاره‌ای به دشتی و به هنگام فرود اشاره‌ای به ابوعطا، به نظر می‌رسد مرکب‌خوانی به صورت فی‌البداهه انجام گرفته است که به زیبایی کار افزوده.

نقاشی رو جلد آلبوم، اثر دختر استاد شجریان - مژگان شجریان - تابلویی انتزاعی است که عمدتاً با رنگ‌های گرم کار شده و رنگ‌های سرد مثل آبی و سبز نیز اندکی به کار آمده است. خط‌ها که نستعلیق و شکسته نستعلیق‌اند که اثر استاد یدالله کابلی ست که با رنگ قرمز چاپ شده است و با طرح جلد نیز هماهنگ است.

اشعار و غزل‌های این آلبوم نیز همگی از حافظ انتخاب شده است.

گوشه‌هایی از این مطلب از کتاب لطیفه‌ی نهانی

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/18ساعت   توسط سينا کريمي  | 

مطمئن بودم استقبال مي شود

جاويدان هنر

باربد اعلايي
بخش اول اين گفت و گو را روز يکشنبه خوانديد.اينک بخش پاياني در پي مي آيد.

---

-در تاريخ موسيقي سنتي دوره هايي را مي بينيم که اين موسيقي دغدغه تعهد اجتماعي دارد. در سال 56 موسيقي راک و پاپ هم در جامعه ما حضور داشت که اساساً طبعشان با مقوله اعتراض سازگارتر است، اما اين موسيقي سنتي است که حتي در قالب موسيقي زيرزميني ظاهر مي شود. به نظر مي آيد هر چه جلوتر مي رويم موسيقي سنتي ما نسبت به پيرامون خود بي تفاوت تر عمل مي کند. شما چنين انتقادي را به موسيقي سنتي وارد مي دانيد؟

ما نمي توانيم از همه انتظار داشته باشيم دغدغه هاي يکساني داشته باشند. تنها وظيفه موسيقي سنتي هم اعتراض نيست. زندگي وضعيت و حالت هاي ديگري هم دارد. غم هست، شادي هست، اعتراض هم هست.

-اما وقتي روي يک بخش خيلي تاکيد مي شود و به بخش ديگري کمتر پرداخته مي شود نوعي عدم تعادل شکل مي گيرد.

هنرمند هميشه بايد همراه جامعه و مردم باشد. روي واژه همراه تاکيد مي کنم. خود من خيلي نمي پسندم که هنرمند تمايل سياسي خيلي خاصي داشته باشد. هنر را نه آلوده سياست بايد کرد و نه آلوده مجيزگويي. همراه مردم بودن چيز ديگري است. فرض کنيد جايي جنگ در گرفته است، شما ديگر نمي توانيد دم از شادي و بي مشکلي بزنيد. اين مورد ربطي به موسيقي سنتي هم ندارد. يک آهنگساز بعد از پيروزي تيم ملي فوتبال قطعه يي مي سازد که مردم با آن شاد باشند. اين هم نوعي همراه بودن است. نمي توان به آن آهنگساز اعتراض کرد که چرا چنين کرده يي و چرا از غم و غصه شکست ها نگفته يي.

-اصلاً کاري با نظارت و مسائل مجوز ندارم، اما بعضي از هنرمندان موسيقي سنتي هيچگاه به اين مساله فکر هم نمي کنند که مي توانند نسبت به شرايط پيرامون خود واکنش نشان بدهند، در حالي که اينگونه موسيقي اين توان و استعداد را دارد. براي نمونه مي توان به آلبوم «فرياد» با صداي آقاي شجريان اشاره کرد، يا کانون چاووش که هر کدام در زماني و به شيوه خود نسبت به پيرامون خود واکنش نشان داده اند.

خاصيت هنر به گونه يي است که وقتي کاري در جامعه منتشر مي شود برداشت هاي متفاوتي از آن مي شود. شما از آلبوم فرياد مثال مي زنيد در حالي که بودند مخاطباني که از اين آلبوم برداشت هاي شخصي کردند. حالا يا آن را به زندگي خالقان نسبت دادند يا زندگي شخصي خود را در آن ديدند اما در نهايت فکر مي کنم وقتي نوعي از هنر براي شما قابل قبول است نبايد توقع داشته باشيد که ديگران هم همان راه را بروند. يکي دوست دارد واکنش نشان دهد و ديگري اصلاً دوست ندارد به چنين مسائلي فکر کند. به تعهد در اين حد اعتقاد دارم که هنرمند نبايد به دنبال اين باشد که از موقعيت ها و اعتقادها سوءاستفاده کند تا اسم و رسمي براي خودش درست کند. وقتي به کسي اظهار عشق مي کنيد بايد واقعيتي پشت سر آن باشد، و گرنه مي شود از آن عشق هايي که هزار حساب و کتاب پشت سر آن است و طرف فکر نتيجه و آينده را هم کرده است اما موسيقي اين حرف ها را برنمي دارد. هنرمند اگر همراه مردم باشد خلاقيت و جوشش او نيز همراه با تب مردم خواهد بود. در کنسرت همنوا با بم هم فرياد وجود دارد. در آن فرياد بر سر آواري است که بر سر مردم فرود آمده است؛ يک نوع همدردي. و در همين راستا شعرها انتخاب شد و خوانديم؛ «برسان باده که غم روي نمود اي ساقي/ اين شبيخون بلا باز چه بود اي ساقي».

-مدت ها با آقاي درويشي روي پروژه عبدالقادر مراغي کار کرديد. آيا تفاوت عمده يي بين موسيقي رديفي امروز ما که ريشه آن به دوران قاجار بازمي گردد با موسيقي هاي ماقبل خود مانند موسيقي عبدالقادر مراغي وجود دارد؟

بله، تفاوت ها که وجود دارند، به خصوص از لحاظ فرم، فواصل و استفاده از مدلاسيون ها. بعضي از عناصر هم به موسيقي امروز راه پيدا کرده، اما به نام ديگري. در دوران عبدالقادر مراغي نمونه هايي وجود دارد که شاعر نام گوشه يي را که موسيقي در آن ساخته مي شده در شعر آورده است. کارهاي تزييني اينگونه که خاص همان دوران بوده است و حالا مي بينيم آن فواصل و فرم وجود دارد اما با اسم ديگري، يا گاهي به صدايي برمي خوريم که شبيه به گوشه عراقي فعلي است؛ فواصل همان است، اما جمله بندي ها به گونه ديگري است اما مهم ترين تفاوت در بحث تفاوت تلفيق شعر با موسيقي است که يک تفاوت 180 درجه يي با موسيقي امروز دارد.

-گويا بخش هايي از کار را کاملاً در اوج خوانده ايد؛ يک قطعه طولاني که حتي گفته مي شود اجراي صحنه يي آن مشکل است.

اصراري به در اوج خواندن نبوده. همان نتي را که نوشته شده بود، خواندم. اگر در اوج بود، در اوج خواندم و اگر بم بود، بم خواندم. اما قطعه يي وجود دارد که شبيه سه گاه امروز است. من معمولاً عادت ندارم خيلي در استوديو دوباره خواني کنم و مدام ضبط را قطع کنم اما ضبط اين قطعه چند روز زمان برد و انرژي زيادي هم صرف آن شد.

-گفته مي شد که از کنسرت همايون شجريان با گروه دستان استقبال نخواهد شد. اشاره مي شد به نحوه بليت فروشي که اگر مردم سختي هاي خريد اينترنتي را در ارتباط با کنسرت محمدرضا شجريان پذيرفتند پاي محمدرضا شجريان در ميان بوده است و در ارتباط با شما چنين استقبالي نخواهد شد. خودتان چنين استقبالي را تصور مي کرديد؟

مطمئن بودم که از کنسرت استقبال خواهد شد اما فکر نمي کردم استقبال اينگونه باشد. آن طور که دوستان گفتند در عرض شش دقيقه 70 درصد بليت ها رزرو شده بود.

-فکر مي کنيد اين مخاطبان به اعتبار نام شجريان بليت هاي اين کنسرت را تهيه کرده اند يا مخاطباني هستند که کارهاي همايون شجريان را دنبال مي کنند و به اعتبار کارنامه کاري خودتان براي ديدن اجرا خواهند آمد؟

فکر مي کنم اين افراد کساني هستند که در وهله اول موسيقي اصيل ايراني را دوست دارند. حالا من هم به عنوان کسي که هنرجوي اين موسيقي هستم مورد قبول شان واقع شده ام. به هر حال من هم کارنامه کاري خودم را دارم و خودم را به مخاطبان اين موسيقي معرفي کرده ام ولي در درجه اول اين استقبال را مي گذارم به حساب کشش موسيقي اصيل ايراني.

-آخرين آلبوم تان در سال 85 منتشر شد. از سال 82 که اولين کار مستقل شما منتشر شد معمولاً هر سال حداقل يک کار ارائه کرده ايد. حتي در سال 83 دو کار از شما منتشر شد. از سال 85 به بعد دليل اين دوري و تاخير چيست؟

اتفاقاً در اين مدت چند کار هم پيشنهاد شد که کارهاي خوبي هم بودند، اما از سويي درگير کنسرت ها بودم و از سويي ديگر درگير پروژه عبدالقادر مراغي شدم که کار گسترده يي است. به غير از اين دليل خاص ديگري نبود. اگر فرصت آزادي داشتم شايد همان سال گذشته کاري را منتشر مي کردم، اما نتوانستم روي آلبوم جديد متمرکز شوم. دوست هم ندارم سرسري کاري را انجام بدهم.

-هرچند شما در اين گفت وگو تاکيد داريد که ميل به تجربه هاي متفاوت به عنوان مشخصه شما شناخته نشود اما بعد از پروژه عبدالقادر مراغي که به هر حال تجربه متفاوتي است، گفته شد که مي خواهيد خواندن اپرت را هم تجربه کنيد.

آقاي متبسم کاري را روي شاهنامه کرده اند. در زمان استراحت يکي از تمرين ها بخش هايي از کار را خودشان اجرا کردند. قسمت هايي از آن را هم روي کامپيوترشان شنيده ام. به توانايي هاي آقاي متبسم هم اعتقاد دارم. کار هنوز فرم نهايي خود را نگرفته است و نمي توانم خيلي در مورد آن صحبت کنم اما به هر حال دوست دارم اين گونه را هم تجربه کنم.

-به نظر مي آيد شخصيت نوازندگي شما اين روزها در سايه شخصيت خوانندگي تان قرار گرفته است.

من هيچ وقت نوازنده خوبي نبودم غمي خنددف. از آغاز هم خوانندگي را دنبال مي کردم ولي شرايط به گونه يي پيش آمد که کارم را با نوازندگي تنبک شروع کنم. در حالي که مدت ها کمانچه هم کار مي کردم، اما هيچ گاه فرصتي پيش نيامد که کاري را ارائه کنم، يا به عبارت بهتر، ديگر دنبال آواز بودم و فرصتي براي تجربه کمانچه نوازي نبود.

-يعني حضور شما به عنوان نوازنده در آينده کمرنگ تر خواهد شد؟

صد درصد.

-کار با گروه دستان چگونه بود؟

تجربه کار با گروه دستان را خيلي دوست داشتم. هنگام کار کردن با اين گروه دستم خيلي باز است. به هر حال اين روزها ديگر در بخش عمده يي از گروه هاي موسيقي ايراني آن فرم سنتيً سنتي ديگر رعايت نمي شود. نوع جمله بندي ها و نوع انتخاب شعرها خيلي با فرم کلاسيک موسيقي سنتي تفاوت دارد و من اين را خيلي مي پسندم چرا که ريتم زندگي و جامعه تغيير کرده است. با توجه به ريتم زندگي امروز فکر نمي کنم صحيح باشد بخواهم آوازم را با يک ساز تنها ارائه بدهم و روي آن متمرکز شوم، هرچند ممکن است يک بار اين اتفاق هم بيفتد. همين کار را مي شود با فرم هاي ديگر و با تنوع بيشتر ارائه کرد. در همين کنسرت هم که قرار است آواز شور بخوانم شايد سه يا چهار خط درآمد اول آن شور باشد. اصراري به اينکه بروم سلمک بخوانم، رضوي و حسيني بخوانم و... ندارم و از اين بابت در کار با گروه دستان دستم باز است.

-اينکه اعضاي گروه دستان هر کدام در نقطه يي از دنيا زندگي مي کنند در جريان يک کار گروهي مشکل ساز نمي شود؟

ما چند گروه خيلي خوب داريم که هميشه و در زمان هاي طولاني توانسته اند با هم کار کنند، مثل گروه دستان يا کامکارها. اعضاي گروه دستان چون خيلي در کنار هم کار کرده اند، نسبت به هم شناخت بالايي دارند، ضمن آنکه از توانايي هاي بالايي هم برخوردارند. معمولاً هم با هم در سفرند. اينها نيازي ندارند که براي يک کار سه ماه با هم تمرين کنند. هنگام کار جديد هم در حدي که بتوانند کار را حفظ کنند در کنار هم قرار مي گيرند و خيلي زود به حس کار دست پيدا مي کنند. به علاوه اينکه در طول اجراها هم کار مدام پخته تر مي شود و من اين را در اجراي تور اروپا با گروه دستان کاملاً حس کردم. کارهايشان را هم به موقع به دست هم مي رسانند که نسبت به هم شناخت داشته باشند. براي تمرين هاي گروهي هم معمولاً در يک جا جمع مي شوند و به شکل فشرده تمرين مي کنند.

-هيچ برنامه يي براي تدريس آواز نداريد؟

نه، دوست ندارم شاگردي داشته باشم. اين بماند براي زماني که صلاحيت آن را داشته باشم. در حال حاضر نمي توانم و صلاحيت اين را ندارم که استاد کسي باشم. مي خواهم تجربيات خودم را دنبال کنم.

-گفته مي شود دامنه مخاطبان موسيقي سنتي به نسبت جمعيت 70 ميليوني کمتر شده است و درصد کمتري از جامعه با اين موسيقي ارتباط برقرار مي کنند. شما چنين نظري را قبول داريد؟

نه، به هيچ عنوان. استقبال از کنسرت هاي موسيقي سنتي که در اين مدت برگزار شده هم چنين چيزي را نشان مي دهد. زماني گفته مي شد موسيقي سنتي ايراني براي آدم هايي است که سني از آنها گذشته اما اين روزها مي بينيم بيشتر جوان ها در کنسرت ها حاضر مي شوند. اين نشان دهنده آگاهي جوانان ايراني است که نه فقط در موسيقي کلاسيک و سنتي ايراني که در همه گونه هاي موسيقي از پاپ گرفته تا انواع ديگر به دنبال موسيقي هستند که حرفي براي گفتن داشته باشد. من فکر مي کنم دامنه اين موسيقي محدود به آدم هاي خاص نشده، بلکه آدم هايي که مي خواهند موسيقي خاص گوش کنند، دامنه شان گسترده شده است. البته موسيقي انواع مختلفي دارد اما در ارتباط با موسيقي کلاسيک ايراني کاملاً فکر مي کنم استقبال از آن بيشتر شده است. گونه هاي ديگر را نمي دانم و هنرمندان همان گونه بايد نظر بدهند. در حوزه موسيقي که من در آن کار مي کنم مخاطب به دنبال کار خوب است. مردم خيلي با شناخت و دقت دست به انتخاب مي زنند و هيچ وقت کسي را به اعتبار گذشته اش دنبال نمي کنند.

-علاقه يي به کار با ارکستر بزرگ نداريد؟

فکر مي کنم کار کردن با ارکستر بزرگ براي من راحت تر باشد تا ارکستر سنتي. البته اگر قرار باشد در کار با ارکستر بزرگ آوازي هم ارائه شود، کار کمي مشکل مي شود. اما اگر به شکل اجراي قطعه باشد، براي من راحت تر هم خواهد بود.

-در آلبوم هايتان اين علاقه به ارکستر ملي مشخص است؛ ارکستري که سازهاي ايراني در کنار سازهاي غربي قرار گرفته اند اما در نهايت کل مجموعه به سوي صدايي ايراني حرکت مي کند.

در اين تنوع سازها در ارکستر بزرگ پتانسيل بالايي نهفته است. فکر مي کنم مردم هم نشان داده اند اين گونه کارها را دوست دارند. شايد به خاطر اينکه دست تنظيم کننده در هنگام کار با ارکستر بزرگ بازتر است که حس و فضاهاي متفاوتي را تنظيم کند. کلاً امکان تنوع بيشتري در کار با ارکستر بزرگ وجود دارد، اما اجراي آواز با ارکستر از آن نکاتي است که بايد به آن توجه شود. فکر نمي کنم شکل خوشي داشته باشد که ارکستر بيکار بنشيند و خواننده براي چند دقيقه آواز بخواند. فکر مي کنم بايد بين خواننده و ارکستر يک تناسب منطقي برقرار شود. در کار با ارکستر بزرگ يا شما نمي توانيد آواز بخوانيد يا بايد آواز به شکل خيلي محدود ارائه شود.

-با توجه به اشاره يي که کرديد فکر مي کنم در همين جا به مساله خواننده سالاري هم بپردازيم. البته من اعتقاد دارم اين توجه مخاطب به خواننده هنگامي که آهنگساز از کلام و صداي انسان استفاده کرده است تا حدودي طبيعي است و تنها مربوط به ايران هم نمي شود و در خارج از کشور هم مي توانيم اين را ببينيم. مختص موسيقي سنتي هم نمي شود و در موسيقي راک هم اين مساله وجود دارد.

صداي انساني هميشه توجه بيشتري را به خود جلب کرده است. اين هم شايد از طبيعت بشري باشد. لالايي گفتن مادران هميشه تاثيرگذار بوده است. شايد اگر يک مادر بخواهد همان لالايي را با يک ساز اجرا کند آنگونه که با صداي خود آن لالايي را اجرا مي کند، تاثير نداشته باشد. واقعاً نمي دانم دليل آن چيست، اما به نظرم به خاطر طبيعت بشر است. پدر هميشه مي گويند وقتي هنگام کنسرت فقط از من نام برده مي شود خيلي اذيت مي شوم. اين نکته يي است که شايد رسانه ها بايد به آن توجه کنند که نقش آهنگساز، نوازنده و ديگر عوامل را هم در نظر بگيرند و آنها را هم به مردم معرفي کنند. شايد يکي ديگر از عوامل اين توجه بيشتر به خواننده، استفاده از کلام باشد؛ عنصري که ابزار دست خواننده است. براي ترک بعضي از عادت ها هم بايد تلاش کنيم. براي من عجيب است اما مي بينم که مردم هنگام اجراي آواز گوش مي کنند و وقتي نوازنده جواب مي دهد با هم حرف مي زنند. انگار کار نوازنده را جزء موسيقي حساب نمي کنند. انگار هيچ درکي ندارند که نوازنده مشغول پاسخ دادن به آواز است و اين دو مکمل هم هستند. براي ترک اين عادت ها بايد تلاش کنيم و رسانه ها مي توانند نقش خيلي مهمي داشته باشند يا اينکه هنوز به تکنوازي گوش کردن در مخاطب ما عادت نشده است. البته که نوازندگان هم گاهي رعايت ظرفيت جامعه را نمي کنند براي مثال من مي توانم فردا يک ساعت، سولوي تنبک ضبط کنم اما بايد در فرمي آن را ارائه کنم که براي مخاطب کشش داشته باشد. اگر به اين ظرفيت و کشش فکر نکنم ديگر نمي توانم توقع داشته باشم مردم همان قدر که به خواننده توجه مي کنند به من هم توجه داشته باشند. اگر از تنبک مثال زدم به خاطر اين است که اين ساز در جامعه موسيقي ما خيلي مهجور است. اما همين تکنوازي تنبک مي تواند با ميزاني از تنوع و در فرمي ارائه شود که حداقل مخاطب متخصص را به خود جلب کند. اما حالا مي بينيم کارهايي که ارائه مي شوند من را که کارم موسيقي است و نوازنده تنبک هم هستم نمي تواند به دنبال خود بکشاند.

-نوع ديگري از خواننده سالاري هم وجود دارد که ارتباطي به مخاطب ندارد؛ يعني خواننده سالاري در ميان گروه هاي موسيقي. گاهي مي بينيم خواننده يي با اينکه سرپرست گروه نيست اما رهبري گروه را به عهده مي گيرد. مثلاً روي قطعات نظر مستقيم مي دهد و به نوعي آهنگساز دنباله رو خواننده مي شود. اگر ممکن است در مورد اين نوع خواننده سالاري هم صحبت کنيم.

وقتي قرار است کار گروهي انجام شود به هر حال بايد سليقه جمعي در آن شرکت داده شود. وقتي کاري قرار است ساخته شود که در آن از کلام انساني استفاده شده، يک ضلع اثر آهنگساز است، يک ضلع خواننده و اگر شعر معاصر مورد استفاده قرار گرفته باشد يک ضلع هم شاعر خواهد بود. خيلي از تصنيف هاي قديمي در نتيجه همنشيني شاعر، آهنگساز و خواننده شکل گرفته است. حالا در مرحله بعد يا يک گروه همدل وجود داشته يا نوازندگاني که استخدام مي شدند تا کار را اجرا کنند. نوازندگان هم با ايده هاي خاص خودشان درگير کار مي شوند. من بارها ديده ام نوازنده يي که براي چند ساعت وارد استوديو مي شود تا کاري را اجرا کند با خود ايده هايي دارد که مي تواند در کار تاثيرگذار باشد. همه چيز بستگي به همدلي و رفاقت در گروه دارد. در گروه دستان ممکن است قطعه را آقاي متبسم يا آقاي فرجپوري ساخته باشند، من هم به عنوان خواننده چيزي را که اجرا مي کنم بايد با سليقه ام هماهنگ باشد. نظرات خودم را مي گويم. گاهي گروه نظرات خود را در مورد کار من مي گويد. اين بستگي دارد که اين گفت وگو در آن گروه چقدر رسم باشد. اما اگر بخواهيم وضعيت نه رومي رومي و نه زنگي زنگي را در نظر بگيريم اين گفت وگو بين آهنگساز، خواننده و بعضاً شاعر اجتناب ناپذير است.

-شما اجراي گروه شهناز با آقاي شجريان را در تهران ديديد؟

نه، متاسفانه آن زمان در ايران نبودم.

-بين کار با گروه آوا و گروهي که متشکل از آقاي کلهر، عليزاده، شما و پدرتان بود کدام يک برايتان تجربه مهم تري محسوب مي شود؟

نمي توانم اين دو گروه را با هم مقايسه کنم. به نظرم هر کدام صدادهي خاص خودشان را داشتند.

-البته اين سوال را بايد از آقاي شجريان بپرسيم. اما از شما مي پرسيم که شما بگوييد بايد از پدر بپرسيد. گفته مي شود دليل تشکيل گروه شهناز اين بوده که آقاي شجريان از کيفيت و صدادهي گروه آوا که سال گذشته با اين گروه روي صحنه رفتند راضي نبوده اند و به همين خاطر به فکر تشکيل گروه ديگري افتادند.

نه اين صحبت پدر نيست.

-مطمئنيد؟

صد درصد. تا آنجا که من مي دانم گروه شهناز به اين دليل شکل گرفت که پدر مي خواستند گروهي از جوانان را به عنوان يک گروه مستقل در کنار هم جمع کنند که به لحاظ سازبندي هم ارکستر کاملي باشد. حتي اين ايده مطرح شد که زماني من به عنوان خواننده در کنار آنها باشم و زماني پدر با آنها برنامه اجرا کند. ضمن اينکه کار با گروه جديد گاهي لازم است و خودش به تجربه هاي جديد ختم مي شود.

-سال گذشته و امسال شاهد کنسرت هاي بزرگي بوديم. از اين کنسرت ها کدام را ديديد؟

متاسفانه هر کدام را به دليلي از دست دادم. به هنگام برگزاري عمده کنسرت ها در ايران نبودم. به هر حال از کم سعادتي من بوده است.

-در ميان موسيقي هايي که در اين مدت شنيده ايد کدام برايتان دوست داشتني تر بوده اند؟

«زير تيغ» آقاي عليزاده را خيلي دوست داشتم. البته کارهاي زيادي بوده اند که نشنيده ام.

-تصميم نداريد وارد حوزه آهنگسازي شويد؟

من آهنگساز نيستم. تحصيلات آهنگسازي هم ندارم. اما فعلاً هر ملودي که به ذهنم مي آيد در جايي يادداشت مي کنم که شايد جايي به کار آيد. گاهي وقت ها که براي آوازها روي شعرها طرح مي زنم و کار مي کنم، اتودها فرم هاي تصنيفي به خود مي گيرند که آنها را يادداشت مي کنم.

درباره آلبوم هاي همايون شجريان-بخش پاياني
از آغازي ساده تا پاياني متفاوت
امير ملوک پور
در ميان پنج آلبومي که به خوانندگي همايون شجريان منتشر شده اند، آلبوم «نقش خيال» شايد برجسته ترين و آوانگارد ترين اثر به حساب آيد. شايد اگر اين آلبوم را در کنار «ز بعد ما» (اثر گروه سنتورنوازان به سرپرستي سيامک آقايي) يکي از پيشرو ترين آلبوم ها در زمينه موسيقي سنتي ايراني در دهه 80 برشمريم، سخني به گزاف نگفته باشيم. اگر در «شوق دوست»، تکخواني همايون شجريان (بدون همراهي ساز)، در «ناشکيبا» استفاده در خور توجه از سازهاي ضربي در ابتداي قطعه هامون و در «نسيم وصل» استفاده جالب از پيتزيکاتو ها در ابتداي «دفتر دل»، به نوعي استفاده از تفکر خلاق را به رخ مي کشيدند، در جاي جاي آلبوم «نقش خيال» مي توان گرايش به استفاده از لحني نو و سعي در خلق فضاهايي جديد را کاملاً مشاهده کرد. علي قمصري با وجود سن بسيار کم نشان داد از قابليت هاي بسيار زيادي چه در آهنگسازي چه در نوازندگي برخوردار است. با وجود اينکه فضاهاي موسيقايي اين آلبوم و همچنين سبک نوازندگي قمصري تا حد زيادي نشان از تاثيرپذيري اش از حسين عليزاده دارد، اما نوعي استقلال و زبان شخصي نيز در آثارش به چشم مي خورد که در نوع خود بسيار قابل توجه است و مي توان اطمينان داشت از او بيشتر خواهيم شنيد. در واقع، قمصري را شايد بتوان آهنگسازي بسيار توانا، در جايگاه خود، به حساب آورد چرا که با جسارتي مثال زدني و با تکيه بر خلاقيتي کم نظير، اثري خلق کرده که چه از لحاظ فرم، چه از لحاظ سازبندي و هارموني، چه از نظر نوع رويکرد ذهني آهنگساز با موسيقي امروزي بسيار قابل توجه است و تاثيرپذيري از عليزاده نه تنها نکته يي منفي به حساب نمي آيد که تا حد زيادي براي اولين اثر ارائه شده توسط آهنگسازي جوان مي تواند بسيار طبيعي و حتي اجتناب ناپذير باشد. «گناه عشق» که در واقع آخرين قطعه حاضر در اين مجموعه است، نمونه يي کم نظير از تلاشي موفق براي دستيابي به زباني نو و متفاوت به حساب مي آيد به گونه يي که با وجود استفاده از فضاسازي هاي موسيقي اسپانيايي به شدت ايراني است و مي توان ادعا کرد گونه يي بسيار ارزشمند از موسيقي تلفيقي را مي توان در همين قطعه کوتاه مشاهده کرد.

همايون شجريان نيز در اين آلبوم شايد بهترين اجراي خود را ارائه داده است؛ البته در «شوق دوست» نيز شاهد اجرايي بسيار کم نقص و پخته از اين خواننده جوان بوديم که خود نشان از روند رو به رشد اين هنرمند جوان دارد که دوستدارانش را به آينده اميدوارتر از قبل خواهد کرد.

در سال 1382 هنگامي که آلبوم «نسيم وصل» به آهنگسازي محمدجواد ضرابيان و خوانندگي همايون شجريان وارد بازار شد، بسياري خواننده جوان را به سوءاستفاده از نام پدر متهم کردند؛ اتهامي که همايون شجريان با صبوري و متانت ذاتي اش تحمل کرد و در دو سه سال پس از انتشار آن آلبوم نشان داد از تبحري بالا در خوانندگي برخوردار است و به شيوه يي مناسب از آموزه ها و راهنمايي هاي پدر استفاده کرده است. در واقع مي توان گفت خواننده جوان از شرايطي که برايش فراهم شده بود به بهترين نحو ممکن استفاده کرد و بدون اينکه سعي کند از شهرت و محبوبيت پدر استفاده نابجا کند، کار خود را به شيوه يي نسبتاً منطقي و مناسب انجام داد و در اين ميان از حمايت هاي پدرش نيز برخوردار بود که در جاي خود به هيچ وجه نمي توان آن را نکته يي منفي برشمرد.

يکي ديگر از اتهامات بي اساسي که به همايون شجريان وارد شد، مساله تقليد او از سبک خوانندگي پدرش بود؛ شايد همين نوع برخورد اشتباه بود که شجريان پسر را به خوانندگي براي آثاري با کمترين مولفه هاي سنتي سوق داد که از آن ميان مي توان به تجربه موفق «نقش خيال» و تجربه هاي معمولي تري چون اولين و آخرين همکاري با محمدجواد ضرابيان اشاره کرد. در واقع استفاده از فضايي به غير از فضاي صرفاً سنتي، خيلي هم بي دليل نبود و اين ذهنيت را ايجاد مي کرد که همايون شجريان به نوعي به دنبال بيرون آمدن از زير سايه سنگين پدرش بود که البته خيلي هم دور از ذهن نيست، چرا که اگر محمدرضا شجريان را يکي از تاثيرگذار ترين هنرمندان تاريخ موسيقي ايران در صد سال گذشته به حساب آوريم، سخني به گزاف نگفته ايم. مساله يي که در اين ميان بسيار حائز اهميت است، اين است که همايون شجريان مي داند اگر از زمان خود جلوتر حرکت نمي کند، دست کم بايد با زمان خود جلو بيايد و شايد اين نوع نگرش نيز در خلق آثاري چون «نسيم وصل» و «با ستاره ها» بسيار موثر بوده است چرا که گذشته از اينکه شجريان پسر بايد از تکرار سبک پدرش دوري گزيند، بايد به تغيير سليقه مخاطبش (که امري است کاملاً بديهي و طبيعي) توجه کند يا حتي بهتر است با ادامه دادن راهي که در «نقش خيال» شاهد بوديم، کمي جلوتر از ذائقه مخاطب امروزي حرکت کند و به نوعي بتواند با همراهي هنرمندان خلاقي چون علي قمصري در پديد آوردن سبکي نو از موسيقي خواني و موسيقي نوازي نقش مهمي ايفا کند.
منبع : روزنامه اعتماد
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/15ساعت   توسط سينا کريمي  | 

حکايت مستقل پسر از پدر

گروه فرهنگي؛ يکي از ويژگي هاي موسيقي سنتي ايران در اين روزها حضور پدر - پسري و خانوادگي در عرصه هنر است.حافظ ناظري در کنار شهرام ناظري، صبا و نيما عليزاده در کنار حسين عليزاده، تهمورس و سهراب پورناظري در کنار کيخسرو پورناظري، سهيل ذوالفنون در کنار جلال ذوالفنون يا چيدمان خانوادگي گروه کامکارها و البته همايون و مژگان شجريان در کنار محمدرضا شجريان. اين حضور خانوادگي و پدر - پسري سنت است چنان که در آغاز موسيقي رديفي ايران در دوران قاجار هم مي توان آن را در خانواده فراهاني سراغ گرفت؛ خانواده يي که موسيقي رديفي را که اين روزها به ما رسيده پي ريزي کردند. اما در موسيقي سنتي اين روزها پسران در سايه پدران قرار نگرفته اند که گاهي مي بينيم پسران، پدران را به سوي مرزهاي جديد مي برند. چيزي که در تجربه هاي شهرام و حافظ ناظري مشخص است. تهمورس ناظري به گونه يي ليدر گروه پورناظري ها نشان مي دهد. عليزاده ها که به طور کل قصه يي متفاوت دارند. حسين عليزاده بيش از آنکه مرد موسيقي سنتي باشد مرد تجربه هاي متفاوت موسيقي سنتي بوده است. اما در اين ميان حکايت همايون شجريان به گونه يي ديگر رقم مي خورد. او تا زماني که در کنار پدر قرار دارد مرد موسيقي سنتي است. حافظ سنت ها که نزديک ترين موسيقي را به موسيقي رديفي و رپرتوار کلاسيک اين موسيقي ارائه مي دهند.اما وقتي پاي کارهاي مستقل او پيش مي آيد وضعيت به گونه يي ديگر مي شود. همايون شجريان تاکنون پنج آلبوم به شکل مستقل ارائه داده است که در بعضي از اين آثار از جمله «نقش خيال» به آهنگسازي «علي قمصري» نشان داده است از تجربه هاي متفاوت هم هراسي ندارد. او در آلبوم آخر خود «با ستاره ها» خود را پايبند رپرتوار کلاسيک موسيقي سنتي نشان نداد. اين آلبوم مجموعه يي از چند تصنيف است. سياست رفتاري او نيز در نوع خود جالب است. او آرام آرام به سوي تجربه هاي جديد گام برمي دارد. تاکيد مي کند ريتم زندگي انسان امروز تغيير کرده است که در موسيقي او هم تاثير خواهد گذاشت اما از سوي ديگر روي حفظ سنت ها پافشاري مي کند. درحالي که در عمل خود را علاقه مند به تجربه هاي متفاوت نشان مي دهد. در کنار محمدرضا درويشي در پروژه عبدالقادر مراغي کار مي کند که موسيقي متفاوت با موسيقي رديفي است. يا شنيده مي شود که قرار است در کنار حميد متبسم اپرت اجرا کند. همايون شجريان با همين پنج آلبوم خود نشان داده است مي توان پرونده مستقلي از پدرش براي او باز کرد. اما نکته آخر اينکه اگر در مورد يک خواننده جوان در مرحله اول درباره توانايي هاي اجرايي او صحبت مي شود که آيا او مي تواند يا نه و صحبت درباره سبک و شيوه در مرحله بعد قرار مي گيرد درباره همايون شجريان چنين نشد. از همان آغاز همه سبک و شيوه او را مورد بررسي قرار دادند. انگار که پسر محمدرضا شجريان وظيفه دارد خوب بخواند و اين هيچ امتيازي براي او محسوب نمي شود.

باربد اعلايي

در گفت وگو با همايون شجريان اگر به کارهاي متفاوتش اشاره کنيد او روي حفظ سنت ها تاکيد مي کند، اگر او را مرد موسيقي سنتي خطاب کنيد، اشاره به تحول و نيازهاي امروز جامعه مي کند، پس همايون شجريان را مي توان يک اصلاح طلب آرام ناميد. به بهانه کنسرت همايون شجريان با گروه دستان به گفت وگو با او نشستيم.

---

-سال گذشته پدرتان در گفت وگويي با بي بي سي اعلام کردند قرار نيست در اين سن و سال چيز تازه و متفاوتي خلق کنند و اشاره کرده بودند به شما و گفته بودند نوآوري و کار جديد در موسيقي سنتي کار کساني مثل همايون غشجريانف است. مي خواهم تصور شما را از نوآوري در موسيقي سنتي بدانم و اينکه آيا شما خودتان را ملزم به اين نوآوري مي دانيد؟

منظور پدر (حتي اگر از من هم اسم برده باشند) يک نسل است. هر نسلي به فراخور شرايط فرهنگي، اتفاقات اجتماعي و روابط فرهنگي با کشورهاي ديگر فرزند زمانه خود مي شود که حالا ممکن است کارشان هم با نسل هاي قبل متفاوت باشد. ولي فکر مي کنم اصرار روي نوآوري به نتيجه جالبي ختم نمي شود. به نظرم اين پافشاري براي نوآوري، غيرطبيعي است. خلاقيت و نوآوري به شکل طبيعي بايد در هنرمند بجوشد و پيش بيايد. اين را هم در نظر بگيريد که نوآوري و ايده هاي جديد ممکن است در آغاز کساني را با خود همراه کند اما در درازمدت نشاني از آن نباشد و البته بالعکس. اما اين تصور که عده يي بايد بنشينند کنار هم و بگويند حالا چگونه بايد نوآوري کنيم را درک نمي کنم. نوآوري و ايده هاي جديد به شکل طبيعي در زندگي هنري بعضي از هنرمندان رخ مي دهد. ممکن هم است ساليان سال اين اتفاق نيفتد. اما شرايط به گونه يي است که دغدغه امروز من هم مثل بسياري ديگر حفظ کردن اندوخته هايي است که داريم. ما بايد در موسيقي ايراني حداقل 100 نفر خواننده خوب و قدرتمند داشته باشيم که نداريم و اين معضل است. وقتي چنين شرايطي وجود دارد طبيعي است که عمده تلاش ها صرف حفظ از پيش مانده ها مي شود. اينکه ابتدا بتوانيم اسطوره هايي مثل بزرگان موسيقي سنتي در گذشته داشته باشيم و بعد به مرزهاي جديد و گام هاي بعدي فکر کنيم. آنچه گفتم يک دغدغه و نظر در حوزه تئوري است اما در عمل اين زمان و اجتماع است که سمت و سوي هنر را مشخص مي کند و هميشه به اقتضاي زمان موسيقي شکل مي گيرد.

-در اين پنج آلبومي که از شما منتشر شده است در بعضي مواقع پايبند به رپرتوار کلاسيک موسيقي سنتي (پيش درآمد، درآمد، آواز و...) نبوده ايد و ارکستر هم در چهار مورد با شکل و شمايل کاملاً سنتي آن تعريف نمي شود. آيا مي توان اينها را گام هاي همايون شجريان به سمت صدايي متفاوت از صداي تثبيت شده موسيقي سنتي دانست؟

نه، براي هنرجويي مثل من آرزوست که کار متفاوت آن هم از نوع ماندگارش ارائه کنم، اما هيچ اصراري براي انجام کار متفاوت ندارم. دريچه هاي ذهن و نگاهم هميشه باز بوده که اگر قرار است جايي اين اتفاق بيفتد از آن استقبال کنم و در آن غرق شوم. (البته طبيعي است در حوزه موسيقي و ديدگاه هاي مورد علاقه خودم .) در اين پنج آلبوم هم اگر جايي ديده ام که امکان ارائه يک کار متفاوت چه از لحاظ رنگ آميزي و چه از لحاظ فرم وجود داشته از آن استقبال کرده ام. ضمن اينکه تفاوت ها و ايده هاي نويي که در اين پنج کار مستقل من وجود دارد به گونه يي نيست که بتوان از آنها به عنوان يک تحول چشمگير ياد کرد و گفت که از بن و ريشه چيزهايي را تغيير داده ام، ولي هميشه از رفتن به سوي فضاهاي جديد استقبال کرده ام. اگر امکاني براي کار نو کردن فراهم بوده است آن را انجام داده ام. در آينده هم به همين صورت خواهد بود و اگر فرصتي پيش بيايد کار نو و متفاوت انجام خواهم داد. اما روي طبيعي بودن اين نوآوري تاکيد دارم. زماني پيش مي آيد که يک ملودي در ذهنم شکل مي گيرد و آن را يادداشت کرده ام. بعدتر ديده ام که فرم خاصي دارد، اما من هيچ گاه تصور اين را نداشته ام که فرم متفاوتي خلق کنم. حالا حتي ممکن است اين فرم متفاوت ايده ارزشمندي هم نباشد، اما آن را نگه داشته ام که شايد بتوانم روي آن فکر کنم و به آن انسجام ببخشم و از لحاظ ملودي پردازي، يک فرم ديگر هم در تصنيف ساختن ارائه بدهم. اينها اتفاقات طبيعي است که در زندگي هنري هر کسي پيش مي آيد و به نظرم طرح هاي نو بايد به همين سادگي شکل بگيرند. ضمن اينکه اعتقاد دارم نوآوري و خلاقيت در نتيجه تجربه و تسلط به دست مي آيد. کمتر ديده ايم نابغه يي بيايد و در يک شب چيزي را ارائه بدهد که هم با تمام چيزهايي که ديگران خلق کرده اند متفاوت بوده و هم با فرهنگ اين سرزمين منطبق باشد. قبول دارم که هنرمند بايد به مرزهاي جديد و خلق آثار متفاوت فکر کند. اين درست است که بايد دريچه هاي ذهن هنرمند روي تجربه نشده ها باز باشد، اما اصرار کردن روي اين مساله را غيرطبيعي مي دانم. فکر مي کنم همين که هنرمند در پي اين باشد که در جا نزند و خود را تکرار نکند باعث خواهد شد آثار متفاوت نيز در کارنامه او به شکل طبيعي اتفاق بيفتد.

-بگذاريد اين مساله را به گونه يي ديگر مطرح کنم. شخصيت هنري شما به واسطه حضور در کنار پدرتان شکل گرفت که ايشان هم معمولاً با ارکستر سنتي کار مي کنند و پايبند به رپرتوار کلاسيک موسيقي سنتي هستند. حالا وقتي شما چنين نمي کنيد و با ارکستر متفاوتي کار مي کنيد که بيشتر رنگ و بوي ارکستر ملي دارد اين طور به نظر مي آيد که به دنبال راه ديگري هستيد. اما شما در حال حاضر به گونه يي صحبت مي کنيد که انگار اتفاق ها ناخودآگاه بوده، در حالي که با توجه به تاکيدي که بر هر پنج آلبوم خود داريد اينها کاملاً فکر شده و از قصد به نظر مي آيد.

من نمي گويم ناخودآگاه است. اتفاقاً آگاهانه هم بوده است، اما اصراري هم به نوآوري نداشتيم، فقط اگر امکاني بوده از آن استفاده کرديم. براي مثال من ساز گيتار را دوست دارم. هميشه دوست داشته ام در جايي از آن استفاده کنم. در فرم کار آقاي قمصري در آلبوم نقش خيال و فرم آوازي که من براي آن آلبوم طراحي کرده بودم اين امکان وجود داشت که بتوانيم از اين ساز استفاده کنيم. اين ايده در ذهن من وجود داشته، اما هيچ وقت فرصت عمل به آن پيش نيامده بود. براي اجرايي کردن آن بايد منتظر بستر مناسب مي ماندم که اينجا در آلبوم نقش خيال پيش آمد. گاهي پيش مي آيد آهنگساز کاري را به شما پيشنهاد مي دهد، کار در ذهن شما نقش مي بندد تا حدي که با خود مي گوييد در اين کار مي توانم فلان شعر را بخوانم و اين شعر با اين موسيقي به نظرتان سازگار مي آيد و حتي به اين فکر مي کنيد که چقدر کار متفاوتي خواهد شد. اما اين ايده متفاوت در جريان طبيعي خلق کردن شکل گرفته است. بستر مناسبي پيش آمده و بعد جوشش، نوآوري و کار متفاوت در دل آن شکل مي گيرد؛ من به اين مي گويم نوآوري طبيعي.

-معمولاً آهنگسازان کار را آماده به شما پيشنهاد مي دهند يا اينکه از قبل صحبت و مشورتي بين شما و آهنگساز رد و بدل مي شود؟

معمولاً کار به شکل آماده پيشنهاد مي شود. گاهي ممکن است از قبل هم صحبتي داشته باشيم که مثلاً در فلان فضا حرکت کنيم و بعد آهنگساز با ذوق و سليقه خود مجموعه يي را آماده کرده است. به ندرت هم پيش آمده شعري را پيشنهاد داده باشم. اگر بعد از شنيدن کار احساس کنم با آهنگساز هم سليقه بوده ايم کار را شروع مي کنيم. در اين مرحله وارد گفت وگو مي شويم. ممکن است تغييراتي بدهيم و چيزهايي را حذف کنيم. در اينجا بحث سليقه مطرح است وگرنه آهنگساز و تنظيم کننده کار خود را بلدند و فقط تلاش مي کنيم با گفت وگو به يک سليقه مشترک برسيم. روي انتخاب آوازها، نام قطعات، ترتيب و چيدمان قطعات صحبت مي کنيم تا به نتيجه نهايي برسيم.

-يکي از آسيب هايي که در حوزه آواز ايراني مطرح است اپيدمي شجريان خواني است. يعني بسياري از چهره هاي تازه نفس آواز ايراني سعي مي کنند مثل محمدرضا شجريان بخوانند، به گونه يي که بخش عمده يي از مخاطبان تصور مي کنند اين جوانان بايد از شاگردان آقاي شجريان باشند. در حالي که ايشان در اين سال ها خيلي درگير مقوله آموزش نبوده اند. مي خواهم نظر شما را درباره تقليد کردن نسل جوان از پدرتان بدانم؟

فکر مي کنم اين نتيجه تاثيري است که اين سبک و شيوه روي مخاطبان خود داشته است. اين فرم آواز در سطحي از سوي پدر ارائه شده که شنونده را جذب خود مي کند. اين نکته در مورد خوانندگان جوان هم صدق مي کند. اعتقاد دارم خواننده جوان بايد از اين شيوه عبور کند اما حتي اگر تصميم دارد به شيوه ديگري رو کند آن را بشناسد و تجربه کند. حالا عده يي در همين شيوه باقي مي مانند، در آن گير مي افتند و شايد هم سليقه آنها به گونه يي است که دوست دارند به همين شکل بخوانند. اما در کل نمي توان کسي را منع کرد که فلان شيوه را نخواند يا همه شيوه فلاني را بخواند. خواننده يي به نام محمدرضا شجريان شيوه يي را در آوازخواني ارائه کرده است و عده يي دوست دارند آن را دنبال کنند. اين سليقه و انتخاب آنهاست و نمي توان آنها را از اين کار منع کرد. اما خود من اعتقاد دارم جامعه آواز ما از سبک و شيوه هاي مختلفي تشکيل شده است. چقدر بهتر مي شود وقتي صداي خواننده يي که با يک سبک و شيوه ديگر سازگار است آن سبک و شيوه را احيا کند و ادامه دهنده آن باشد. گاهي مي بينيم صداي خواننده يي سازگار با سبک محمدرضا شجريان نيست اما اصرار دارد در اين سبک بخواند. اين اصرار هنرمند را عقب مي اندازد. هيچ اشکالي ندارد اين سبک را هم تجربه کند، اما اصرار روي آن باعث عقب افتادن آن هنرمند مي شود. صداي آقاي فاخته يي يک شخصيت خاص دارد که باعث شده فرمي خاص ايشان ايجاد شود، يا صداي استاد ظلي شخصيت خاصي دارد که باعث مي شود در فرم ايشان اوج خواني، سرعت تحرير و... را ببينيم. حالا اگر من صداي درشتي در بم خواني داشته باشم و تصميم به کار کردن در شيوه ايشان بگيرم به هيچ جايي نخواهم رسيد. پس بهتر است دنبال شيوه يي بروم که با صداي من سازگار باشد. يکي صدايش با فرم طاهرزاده سازگار است و ديگري با فرم آواز همايون پور پس بايد همان را ادامه بدهد.

-شما به غير از فرم و سبک آقاي شجريان فرم هاي ديگر را هم تجربه کرده ايد؟

بله، اغلب فرم ها را کار کرده ام. البته نه به آن معني که روي هر فرم چند سال شاگردي کرده باشم ولي روي کنجکاوي خودم اکثر فرم ها را گوش کرده ام، نکاتي را که بايد فرا گرفته ام و حداقل با آنها آشنا شده ام. هنگام کار و آشنايي با فرم هاي مختلف، مهم ترين نکته اين است که بتوانيد تشخيص دهيد صداي شما با کدام فرم سازگار است. قبول دارم که در درجه اول علاقه فرد مطرح است. کسي اصلاً آواز را به اين عشق آغاز مي کند که بر فرض مثل استاد بنان بخواند. نمي شود او را منع کرد که شما مثل آقاي بنان نخوان و مثل آقاي شجريان بخوان. اما در مرحله بعد خود آوازخوان جوان بايد بين فرم هاي ممکن، سازگارترين فرم را با صدايش انتخاب کند. نکته مهم تر اينکه بايد اين امکان وجود داشته باشد که همه سبک ها در دسترس هنرمندان جوان باشد. در جامعه آواز امروز ما خيلي ها نمي دانند چگونه مي توانند اين سبک ها و فرم هاي مختلف را دنبال کنند. به همين خاطر در آغاز گفت وگو روي حفظ داشته ها تاکيد کردم.

-شما فکر مي کنيد به صداي مستقل و خاص خودتان دست پيدا کرده ايد؟

فرم صداي من همان چيزي است که تاکنون شنيده شده است. فرض کنيد من بخواهم کاري را در شيوه استاد بنان بخوانم. آن وقت بايد در صداي خود تغيير ايجاد کنم و سراغ صداي ساختگي بروم. صدا ساختن يعني صدا را به يک شکل ديگر تغيير دادن؛ چيزي مثل تقليد صدا. مثلاً اگر بخواهم مثل استاد بنان بخوانم بايد با توجه به فيزيک صداي خودم تغييراتي به لحاظ شدت تحرير و فرم تحرير ايجاد کنم. زماني که روي شيوه هاي مختلف کار مي کردم، چند و چون اين تغيير صدا دادن و صدا ساختن ها را تا حدودي پيدا کرده بودم. البته در جاهايي هم با توجه به طبيعت صداي هر فردي ديگر امکان اين صدا ساختن وجود ندارد اما آنچه برايم محرز شده اين است که اگر بخواهم خودم باشم و با صداي خودم بخوانم، جنس صداي من همين است که تاکنون خوانده ام و نمي توانم آن را کاري بکنم.

-بگذاريد عيني تر صحبت کنيم. وقتي اولين آلبوم شما در کنار پدرتان منتشر شد، خيلي ها اشاره مي کردند به شبيه بودن صداي شما با پدرتان يا مثلاً در آلبوم هايتان کارهايي وجود دارد که صداي همايون شجريان در آنها کاملاً يادآور صداي محمدرضا شجريان است. اما براي مثال در آلبوم «با ستاره ها» و در قطعه اول صدايي مستقل مي شنويم.

اين بستگي به شرايط قطعه دارد. براي مثال در تصنيف اول آلبوم «شوق دوست» ساخته آقاي ضرابيان با صدايي نيمه فوسه (زمزمه وار) خوانده ام که از شدت صداي طبيعي من دور است اما من سعي کردم آن را به حالت زمزمه بخوانم. اين تغييراتي است که با توجه به شرايط قطعه شما مي توانيد ايجاد کنيد. در کنسرت اخير تصنيفي وجود دارد از ساخته هاي آقاي فرجپوري به نام «وطن» که در اين تصنيف چند بار تغيير لحن مي دهم. متناسب با شعر گاهي لحن تندتر و کوبنده تر است و در جايي محزون تر است. گاهي يک تصنيف ايجاب مي کند که فرم صداي شما عوض شود.

-چيزي که من متوجه شدم اين است که شما نگراني اين را نداريد که صداي شما را شبيه به صداي پدرتان بدانند.

نه، چرا بايد نگراني داشته باشم؟

-خيلي از هنرمندان جوان در شرايط شما نگران استقلال هنري خود هستند. شايد دوست ندارند حداقل در کارنامه هنري شان نام شان در کنار نام ديگري مطرح شود. شما با اين مساله مشکلي نداريد؟

من اصلاً به اين مساله فکر نمي کنم که بخواهم با آن مشکلي داشته باشم يا نداشته باشم. مساله من فقط کاري است که مي خواهم ارائه بدهم. اما در ارتباط با پدرم هميشه برايم لذت بخش بوده که در کنارشان بخوانم يا زير سايه شان باشم.

-اين مساله در تاريخ هنر نمونه هايي دارد که فرزندان هنرمندان بزرگ وقتي مي خواهند وارد کار هنري شوند با يکسري حاشيه روبه رو مي شوند.

من دنبال هيچ کدام از حاشيه هايي که اين شرايط مي تواند به وجود بياورد نيستم. به آنها فکر هم نمي کنم. فقط مي خواهم کار خودم را بکنم و کاري را که دوست دارم انجام دهم. همان طور که اگر تفاوت و استقلالي در کارم ديده شده به قصد متفاوت بودن با پدر نبوده، اگر استقلالي هم در کارم نمي بينيد باز به قصد تقليد از ايشان نبوده است. گفتم که مشکلي با زير سايه ايشان بودن ندارم. زير سايه بودن زماني اشکال است که در کار من نقص و ايرادي باشد و سعي کنم با زير سايه ديگري قرار گرفتن ضعف خود را بپوشانم. اين زير سايه بودن زماني عيب است که من توانايي کاري را که بايد انجام دهم، نداشته باشم و خودم را پشت اسم پدر پنهان کنم. وقتي مي توانم به توانايي هاي خودم متکي باشم مشکلي ندارم زير سايه ايشان باشم و برايم اهميتي ندارد که بخواهم حتماً مستقل باشم.

-در زمينه انتخاب شعر به نظر مي آيد انتخاب هاي شما به سعدي، حافظ و در شاعران معاصر به فريدون مشيري خلاصه مي شود.

اين چنين پيش آمده است. گاهي پيش مي آيد که براي يک آواز چند شعر را، چه از شاعران معاصر و چه از شاعران کلاسيک، در نظر گرفته ام اما در نهايت شعر سعدي بيشتر با آن کار همخوان بوده و در نتيجه شعر معاصر را کنار گذاشته ام. يا مواقعي پيش مي آيد که بين انتخاب ها، شعر حافظ يا سعدي را قدرتمندتر ديده ام اما انتخاب يک شعر از آثار شاعران معاصر بيشتر با فضاي کار منطبق بوده است.

-گفته مي شود آواز ايراني با شعر معاصر چندان سازگار نيست و به همين دليل با اين حجم بالاي سعدي خواني و حافظ خواني در موسيقي سنتي روبه رو مي شويم.

آواز ايراني جمله بندي ها و ساختار خاص خود را دارد. وقتي قرار است شعر نو مورد استفاده قرار بگيرد به شکل طبيعي فرم آواز هم تغيير خواهد کرد. در مواجهه با شعر نو گاهي مجبوريد از تحريرهاي زياد پرهيز کنيد. آواز در اين کارها بيشتر نتيجه ملودي پردازي است و حتي ممکن است گاهي به دکلمه کردن شبيه شود. خواندن آثار بعضي از شاعران معاصر مثل آقاي شاملو دشوارتر است تا خواندن کارهاي اخوان ثالث يا مشيري. بعضي از شعرهاي شاعران معاصر به خاطر لغات به کار رفته يا وزن متغير خيلي سخت در قالب آواز قرار مي گيرند. گاهي انرژي بسيار زيادي مي برد و گاهي هم غيرممکن است.                               منبع :: روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/15ساعت   توسط سينا کريمي  | 

سومين مرحله از فروش اينترنتي بليت هاي کنسرت همايون شجريان و گروه دستان با ارائه 2100 قطعه بليت از فردا ساعت 12 ظهر(13 مرداد) آغاز خواهد شد.

به گزارش سرويس هنري برنا، مرحله سوم فروش ‌ آنلاين بليت هاي کنسرت همايون شجريان و گروه دستان از ساعت 12 روز يکشنبه در حالي بروي سامانه اينترنتي www.shajarianconcert.com  آغاز خواهد شد که بنا به گفته برگزار کنندگان اين کنسرت تا کنون 82 درصد از اين بليت ها به فروش رسيده است.
گفتني است اين 2100 قطعه بليت در مراحل قبل به علت عدم پرداخت متقاضيان لغو رزرو شده‌اند.
کنسرت همايون شجريان و گروه دستان روزهاي 31 مرداد، اول، سوم و چهارم شهريور در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار مي‌شود. در اين کنسرت حميد متبسم با تار و سه تار، سعيد فرجپوري با کمانچه، حسين بهروزي‌نيا با بربط، پژمان حدادي با تمبک و بهنام ساماني با دف، دايره و کوزه اعضاي گروه دستان را تشکيل مي‌دهند که در کنار همايون شجريان روي صحنه خواهند رفت.
ياد آور مي شود اين کنسرت در دو بخش اجرا خواهد شد که در قسمت اول آن به ساخته‌هاي حميد متبسم در مايه دشتي اختصاص دارد و در قسمت دوم قطعاتي از ساخته‌هاي سعيد فرجپوري در مايه اصفهان اجرا خواهد شد.
+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/12ساعت   توسط سينا کريمي  | 

آغاز انقلاب اسلامي در ايران و تغيير نگرش خواص و عوام جامعه آن روز به مقولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي و سوق يافتن ذهنيت هاي هنري به سوي خلق آثار حماسي همسو با جريان عظيم و فراگير تحول خواهي در روزهاي انقلاب، طيف تازه نفسي از شاگردان نور علي خان برومند را وارد عرصه موسيقي كشور كرد.
    اكثر اين شاگردان خود عضوي از پايگاه خبري موسيقي آن روزگار يعني همان مركز حفظ و اشاعه موسيقي بودند كه تقريبا از سال 1348 توسط دكتر داريوش صفوت راه اندازي شده بود.
    محمدرضا شجريان، محمدرضا لطفي، حسين عليزاده، داريوش طلايي، علي اكبر شكارچي، مرحوم رضوي سروستاني، مجيد كياني، عبدالنقي افشارنيا، پرويز مشكاتيان و... از جمله چهره هاي شاخص آنان هستند كه ويژگي عمده اين گروه، اهتمام ويژه و پاسداري جدي از موسيقي رديفي به ويژه رديف سازي ميرزاعبدا... فراهاني و روايت هاي ديگري همچون رديف موسي خان معروفي بوده است. طي دهه هاي 30، 40 و 50 حضور پرقدرت برخي نوازندگان ويلن همچون رحمت ا... بديعي، محمود ذوالفنون، علي تجويدي و ديگران كه وام دار عمده آموزه هاي رديفي مرحوم صبا بودند.

نويسنده: مسعودرضا طاهري


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت   توسط سينا کريمي  | 

جاويدان هنر

خاکستر        اشک مهتاب        توبمان         کوچه سار شب         یاد باد

+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/11ساعت   توسط سينا کريمي  | 

مردم هنردوست و هنرپرور کردستان ، که از ماهها قبل به انتظار حضور استاد شجریان نشسته بودند ، در آخرین روزهای تیرماه ، دل به آواز استاد دادند .

استاد شجریان از ماهها قبل ، توسط ، هیرو ابراهیم احمد ، بانوی اول عراق (فرزند ابراهیم احمد ، از نویسندگان و بزرگان کرد و همسر جلال طالبانی ، رییس دولت عراق ) و تعدادی از هنرمندان کرد ، به کردستان دعوت شده بود . اما به دلایلی از جمله بیماری استاد ، این سفر به تعویق افتاد .

با این حال ، هفته گذشته ، استاد شجریان ، به همراه گروه آوا ، دو شب کنسرت باشکوه را در سلیمانیه به یادگار گذاشتند  این کنسرت با استقبال کم نظیر مردم کرد ، روبرو شد . آنگونه که در سالن 1600 نفری ، حدود 2000 نفر ، حضور داشته اند و همین تعداد ، هم بیرون از تالار ، در تلاش ورود به سالن بوده اند .

کنسرت در تالار هنر سلیمانیه برگزار شده است واجرای استاد شجریان ، نخستین برنامه و به گونه ای افتتاحیه این تالار بوده است .

ترکیب و ترتیب قطعات این کنسرت ، به مانند کنسرت سال گذشته استاد در تهران بوده است . تماشاگران ، در پایان این کنسرت ، "مرغ سحر" را از استاد خواسته اند . و جالب تر آنکه ، مرغ سحر را همراه با استاد خوانده اند .

هنرمندان ، مطبوعات ، و تلویزیون های کردستان ، حضور استاد را غنیمت شمردند . آنگونه که ، استاد در این سفر چند روزه به کردستان ، از شبکه kurdsat بازدید و فعالیت هنرمندان کرد را از نزدیک نظاره کردند .

                          جاويدان هنر

در اینجا ، برای اینکه پوشش خبری بهتری ، از حضور استاد در سلیمانیه ترتیب داده باشیم ، گزارش تصویری شبکه های ماهواره ای kurdsat  و voa  را به همراه تعدادی از عکسهای کنسرت در سلیمانیه را به شما تقدیم می کنیم .

 

دریافت کنید :

 

گزارش ویدئویی شبکه kurdsat از کنسرت سلیمانیه

 

گزارش تلویزیون صدای آمریکا voa از کنسرت سلیمانیه

 

مجموعه عکسهای خبرگزاری مهر از کنسرت سلیمانیه

                                                                                                                منبع : دل آواز

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت   توسط سينا کريمي  | 

وبلاگ جاويدان هنر

مجید درخشانی: به دلیل استقبال گسترده مردم از کنسرت گروه موسیقی "شهناز" در تالار بزرگ کشور همین اجرا را با انجام تغییرات جزئی در سالن بزرگ میلاد برگزار می‌کنیم.

کنسرت گروه شهناز به سرپرستی مجید درخشانی و آواز استاد محمّد رضا شجریان، هفته‌ی سوم مهرماه ـــ پس از ماه رمضان ـــ مجدداً اجرا خواهد شد.

مجید درخشانی با اعلام این موضوع به خبرنگار خبرگزاریِ مهر افزود: «به‌دلیل استقبال گسترده از کنسرت گروه شهناز که در خرداد و تیر ۸۷ اجرا شد، این برنامه، با تغییراتی جزئی مجدداً در تالار بزرگ میلاد برگزار خواهد شد.»

جاويدان هنر

قطعات اجرایی در کنسرت سه ماه آینده، هم‌چون قبل، دو دوبخش همایون و شور اجرا می‌شوند. تصنیف‌های چشم‌ِ یاری، بادِ صبا، رندان مست، مرغ خوش‌خوان از جمله‌ی تصنیف‌های اجرایی کنسرت گروه شهناز بود که مجدداً در مهر ماه ۱۳۸۷ اجرا می‌شوند.
همچنین آواز شوشتری، چهار مضراب بیداد نیز سایر بخش‌های این کنسرت را تشکیل می‌دهند.

آهنگ‌سازی این کنسرت توسط استاد محمّد رضا شجریان و مجید درخشانی ـــ سرپرست گروه شهناز ـــ انجام شده است.

مجید درخشانی با اعلام این‌که انتقادهایی بر گروه شهناز هنگام اجرا در تالار بزرگ کشور وارد شده است، اعلام کرد: برخی از این انتقادها و نکات مورد قبول اعضای گروه نیز بود که در اجرای آینده برطرف شده است، اما سازبندی گروه تغییری نکرده است و‌ترکیب گروه شهناز مشابه برنامه‌ی اجرا شده خواهد بود.

مجید درخشانی نوازنده‌ی تار گروه شهناز و آهنگ‌ساز و سرپرست این گروه هم‌چنین در ارتباط با کنسرت اجرا شده در سلیمانه‌ی عراق همراه گروه آوا افزود: مردم هنر دوست سلیمانیه عراق علاقه عجیبی به موسیقی ایران دارند و خوشبختانه استقبال شگفت انگیزی از کنسرت گروه "آوا" در دوشب از اجرا شد. قطعات این کنسرت برگرفته از آلبوم غوغای "عشق بازان" بود که سال گذشته در تهران اجرا شد.

منبع : سايت شجرياني ها

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/06ساعت   توسط سينا کريمي  | 

وبلاگ جاويدان هنراطلاعیه‌ی شرکت دل آواز :

با تلاش گردانندگان سامانه فروش بلیت آنلاین کنسرت همایون شجریان و گروه دستان از ساعت ۲۱ و ۳۰ دقیقه روز چهارشنبه دوم مرداد، علاقه‌مندان می‌توانند در هر ساعت شبانه‌روز پرداختالکترونیکی مبلغ بلیت‌های رزرو شده خود را انجام دهند.

به گزارش روابط عمومی‌کنسرت، در حالی که به منظور جلوگیری از ایجاد‌تراکم کاربران روی سرور‌های بانک‌ها، جهت پرداخت الکترونیکی مبالغ بلیت‌های کنسرت همایون شجریان، برای هر یک از علاقه‌مندان زمان‌بندی مشخصی در نظر گرفته شده بود اما با تلاش گردانندگان سامانه فروش بلیت کنسرت، این دسته از افراد می‌توانند در هر لحظه از شبانه روز تا ساعت 16 روز شنبه 5 مرداد برای پرداخت و قطعی کردن بلیت خود به سامانه بلیت فروشی و سایت بانک‌ها مراجعه کنند.
گفتنی است، بلیت‌هایی که در مهلت تعیین شده، خرید آنها نهایی نشود، کنسل شده تلقی می‌شود و از ساعت 12 روز یکشنبه مجددا برای فروش در سامانه فروش بلیت قرار خواهد گرفت.

همچنین به منظور ایجاد تسهیل برای کلیه علاقه‌مندان، راهنمای تصویری پرداخت اینترنتی وجه بلیت‌ها در بخش پرداخت سامانه فروش و سایت دل‌آواز بلیت قرار گرفته و شیوه پرداخت هر یک از بانک‌ها به طور جداگانه تشریح شده است.

کنسرت همایون شجریان و گروه دستان طی روزهای 31 مرداد، اول، سوم و چهارم شهریور در تالار بزرگ کشور برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/03ساعت   توسط سينا کريمي  | 

کنسرت سلیمانه‌ی استاد محمد رضا شجریان و گروه آوا که به دعوت رسمی‌همسر رئیس جمهور فعلی عراق اجرا شد، هفته‌ی گذشته با هنرنمایی استاد محمدرضا شجریان، مجید درخشانی، سعید فرج‌پوری،حسین بهروزی‌نیا ،همایون شجریان و حسین رضایی‌نیا در تالار تازه تأسیس "هنر" به پایان رسید.
 
[توجه: برای بزرگ شدن عکس‌ها روی هر عکس کلیک کنید]
 
 
   
    
   
   
 
 
   
    
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/03ساعت   توسط سينا کريمي  | 

 

وبلاگ جاويدان هنر

طراح: مژگان شجریان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/02ساعت   توسط سينا کريمي  | 

مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا
مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا
مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا
مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا
مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا
مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا مراسم بزرگداشت خسروشكيبايي/امير پورمند ايسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/01ساعت   توسط سينا کريمي  |