درویش مصطفی جاويدان، جاويداني ديگر از آسمان لايتناهي هنرايران
درويش جاويدان تنها خواننده ترانه هاي سنتي است .كه بعد از مرحوم سيد جواد ذبيحي بيشترين ترانه هاي مذهبي را خوانده است . مصاحبه بسيار شنيدني از درويش جاويدان كه درسال 76 با نشريه نداي ايران انجام داده است را درجاويدان اين شماره ميخوانيم.

غرض از فلسفه خلقت ، آزاروجنگ وخونريزي و غم و غصه ابنا بشر نيست ، بلكه بر عكس نشاط و شادماني است كه پايه واساس سلامتي روحي و جسمي مي باشد. بنابر حكمت آفرينش تمام مواهب طبيعت از يك موسيقي هارموني مطلوب و دقيق پيروي مي كنند. براي استفاده درست و منطقي از اين طبيعت زيبا مسلما بايد زيبا هم فكر كرد . زيبا زيست و زيبا به ابديت پيوست. شناخت هفت دستگاه موسيقي ايراني حسي قوي ، احساسي رقيق و مستعد مي خواهد ، اين دستگاهها آنچنان معصومند و روحانيت ويژه اي دارند كه قلم از وصف آنها عاجز است .هر زمان كه سخن از گفتن باز مي ماند ، موسيقي آغاز مي شود . و تنها نوازندگان بزرگ و با ايمان كه با آب مطهر موسيقي براي خواندن نماز عشق وضو ساخته اند و در اثر بصيرت و تمرين و خود سازي به تقوا و فروتني رسيده اند، ميتوانند از طريق نواختن در چهار چوب تكنيك به گوشه هايي از عرفان و رمز و راز آسماني آن پي ببرند و به آرامش روحي نايل آيند . هرهنرمندي سبك خاص و ويژه اي دارد. در حاليكه ممكن است دو هنر جو پيش يك استاد با يك سبك و روش آموزش ببينند اما موقع نواختن وجه تمايز آنان از يكديگر كاملا مشهود است.در مورد موسيقي غرب چنين مطلبي وجود ندارد. نوازنده غربي طبق تكنيك و نتي كه پيش رو دارد مي نوازد ولي نوازنده شرقي بالاخص ايراني نگاهي گذرا به تكنيك داشته و با دلش مي نوازد.
![]()
در حين نوازندگي به ابتكارات و ابداعات تازه دست مي زندكه مناسب حال روحي او در آن لحظه و زمان بخصوص است، خلاصه اينكه مقيد به رعايت كامل نتها نيست.رجحان ديگر موسيقي ايراني به موسيقي غربي در ربع پرده هاست كه بر اساس فرمول رياضي از يك شروع و تا بي نهايت پيش مي روند.گسترش نتهاي بيشتر و كاملتري داشته و دارند كه از نظر غربيان به علت نبود عادت و تبادل فرهنگي لازم اين تكنيك شرقي مهجور مانده است .در قاره آسيا بويژه اين سرزمين پاك اهورايي قرنهاست دربرابرتهاجم نظامي و فرهنگي اهريمنان كج انديش شهيد به تاريخ تكامل داده و مي دهند. اكثر هنرمندان آسيايي كه دست پرورده مكتب حيات بخش اسلام هستند بويژه اين حقير كمترين بعنوان كوچكترين شاگرد مكتب عرفان و موسيقي اسلامي ازاين قائده كلي مستثنا نمي باشد.زيرا ضمن راهنمايي و تلمذ در پيشگاه اساتيد عرفان و موسيقي هميشه سعي كرده است با تنظيم اشعار مناسب و انتخاب ملوديهاي تازه و روانشناسانه شادابي و تفكر و آرامش را به جامعه هديه كند.و به دانشجويان و عزيزاني كه مرز ميان موسيقي سالم و غير سالم ، يا اسلامي و غير اسلامي را از او سئوال مي فر مايند، باگشاده رويي ، صميمانه عرض كرده و با كسب اجازه از بزرگان موسيقي در اين مصاحبه وقت را غنيمت شمرده ومجددا عرض مي كند: آرامش ،حيرت ،خلسه، غم و شادي ، تفكر و پويايي و يا لهو و لعب و ساده انديشي كه در اثر شنيدن آهنگها در ما بوجود مي آيد، ابتدا به خانواده و سپس به اجتماع سرايت مي كند .به سخني ديگر آلودگي زيست محيطي ،اقتصاد بيمار، جنون مسابقات تسليحاتي و فاصله گرفتن از معنويت در اين قرن ماشين زده ، فرصت و امكان و توان ساخت موسيقي صددرصد سالم و علمي را از اكثر آهنگسازان ايران و جهان گرفته است .و تاسف بارتر اينكه ملودي بيمار و ناسالمي كه از طريق ماهواره و نوارها كه از آنسوي مرزها كل جوانان مشرق زمين را تهديد مي كند.بسان رگبار پيوسته و مستقيمي است كه فكر و انديشه جوانان انقلابي ما را نيز هدف گرفته است .با آنكه مسئولين هنري كشورهاي اسلامي غافل از اوضاع نا بسامان و كيد دشمن نيستند و در برابر ْ“تهاجم فرهنگي“برنامه ريزي كوتاه مدت و دراز مدت دارند و جامعه اسلامي ما نيز به بركت معنويت اسلام از نظر مكارم اخلاقي در بين كشورهاي در حال توسعه مقام نخست را دارد ، اما در اثر رفاه زدگي قشري از لايه هاي طبقاتي كه در اثر نبود اقتصاد توحيدي در داخل و خارج كشور بوجود آمده اند به قول خودشان كه مي گويند اروپايي فكر مي كنيم ، لطمات شديد به خود و به انقلاب و فرهنگ و سنت ايراني زده و ميزنند ، به خاطر بيداري اين قشر خاص كه هرچه هستند بلاخره همنوع و هموطن نا آگاه ما مي باشند لازم است به كليه مسئولان هنري و فرهنگي كشور ياد آور شويم ،درنگ ديروز موجب فساد و تباهي و كج انديشي امروز و درنگ امروز موجب فساد و تباهي و كج انديشي نسل فردا خواهد شد بخصوص در اين مقطع خاص و حساس از انقلاب مقدس اسلامي درنگ جايز نيست. و بايد كاري ريشه اي و بنيادي انجام داد، خوشبختانه تعدادي از هنرمندان قديمي هنوز در ايران وجود دارند ، كه در اثر همنشيني با پاكدلان انقلابي به خود آمده و پاك و مطهر و متفكر شده اند و تجاربي از گذشته در اختيار دارند كه در هنر مندان جديد كمتر ديده ويا شنيده مي شود.به فرموده امام راحلمان كه با فتواي تاريخي خويش رنگ جاودانه به هنر و موسيقي بخشيد ملاك شخصيت افراد در فعليت آنان است و ما مي توانيم با رحمت اسلامي خود به آنها ميدان بدهيم ، احترام كنيم تاشخصيت اصلي و هنري خود را بهتر پيدا كنند و در خدمت هنر و فرهنگ انقلاب اسلامي باشند .اين حقير براساس وظيفه و رسالت هنري خود به كسانيكه در پشت نقاب تعصب مذهبي پنهان شده اند و ديگر افرادي كه ساده دل و تحريك پذيرند ، صادقانه عرض مي كنم ، هيچ فيلم سينمايي و نمايشنامه و اثر هنري و ادبي نيست كه بدون موسيقي بوده و يا بدون موسيقي و هنر متعالي درخشش داشته باشد ، هيچ كس نيست كه تحت تاثير صداي خوش قرارنگيرد، زيرا صدا هم نوعي ساز است ، سازي طبيعي ، كه مكملتر از تمام سازهاي مصنوعي در عالم است ،در نبض دستاني كه در حالت دعا به آسمان بلند شده است ،در طپش قلبي كه در حال راز و نياز باخداي خويش است ، در كهكشانها،درآهنگ كلمات آيات مبين فرقان ريتم وهارموني موسيقي حاكم است ، نهايت كج انديشي وبي انصافي است موسيقي را يك ضرورت آگاهانه و اجتماعي ندانيم و نقش سازنده اش را در زندگي و انس و الفت اجتماعي كوچك و حقير بشماريم ويادر اثر تعصبات خشك و بي دليل بطوركلي آنرا حرام دانسته و گوش شنوا براي پذيرش حق نداشته باشيم و بايد گفت : اي شيعه علي عليه السلام بيدار هستي بيدار تر باش ، هوشيار هستي، هوشيار تر باش جوانان كشور اسلامي تو در حاليكه گروه گروه و دسته دسته به سوي قربانگاه “تهاجم فرهنگي“ مي روند بگو كه چه كرده و چه مي كني؟
اسلام تنها دين غم و اندوه ونمازو روزه و عزاداري نيست ، دين تعقل ، دين شادي و سازندگي در دنيا و آخرت است و مي توان بعنوان يك ضرورت اجتماعي و تاريخي در كنار نماز و روزه واجب وحفظ شعائراسلامي و شركت به وقت در عزاداري ها بقيه ايام را شاد بود و همنوعان را نيز به شادي و زندگي بهتر ترغيب و تشويق كرد. خلاصه اينكه كسيدن جوانان به مساجد راه وروش هنري مي خواهد نه چيز ديگر .
به اعتقاد اين حقير كه حدود سي سال است با تجربه علمي و عملي عرفان و تئاتر و موسيقي سروكاردارد،هر نوع موسيقي چه خارجي و ايراني و چه با كلام و بدون كلام درصورتي كه بتواند انساني را از يك نواختي ، سكون و اندوه و خستگي روحي برهاند و به او آرامش بدهد حتي اگر يك رسيتال گيتار يا پيانو باشد، آن موسيقي سلامت است . نه تنها شعر و موسيقي بلكه هر هنري كه توام با تقواو پرهيز از رذايل اخلاقي باشدآن هنرسلامت بوده و اسلامي است.
خوشبختانه ما گنجينه اي پر ارزش و سلامت آور كه حاصل قرنها تجربه نياكانمان است به نام هفت دستگاه موسيقي ايراني در اختيار داريم كه آيينه اي است به بلنداي تاريخ تمدن اسلام و ايران در برابر ما و نسل امروز جهان، و اين هفت دستگاه موسيقي همان هفت وادي شهر عشق “شيخ عطار“ است .
دستگاه شور.......................طلب عشق
دستگاه ماهور.................عشق به عشق
دستگاه سه گاه .................معرفت عشق
دستگاه چهارگاه.................استغنا عشق
دستگاه پنجگاه ..................توحيد عشق
دستگاه نوا........................حيرت عشق
دستگاه همايون...................فنا درعشق
ازاين سلامت تر و اسلامي تر موسيقي ديگري در جهان وجود ندارد، اين هفت دستگاه موسيقي دستورالعمل وجدولي ويژه به منظور استفاده درست و صحيح دارد كه كمتر كسي اين راز سر به مهر را مي داند . و اگر بخواهم آنرا شكافته و باز تر كنم سخن به درازامي كشد ،اما بطو خلاصه بايد عرض كرد كه هر دستگاهي مناسب افرادي خاص و فصلي خاص از سال و ماه و حتي ايام هفته و ساعات معيني از شبانه روز مي باشد. در افراد صفراوي مزاج،بلغمي مزاج،و سوداوي مزاج كه بطور طبيعي از نظردرك و انديشه هم يكسان نيستند اثرات گوناگون گذاشته و مي گذارند بعنوان مثال ، دستگاه همايون وشور مناسب افراد صفراوي وبلغمي مزاج است كه اكثرا گندمگون و تيره رنگ هستند. اما براي دموي مزاج ها و سوداوي ها كه انديشه كامل در عرفان و خودشناسي ندارند خطر ناك مي باشند، زيرا اين افراد پس از چند بار شنيدن بد قلق وبهانه گير و اشكالتراش و ترسو ميشوند و اين افراد كه فاقد شجاعت اخلاقي و عدالت اجتماعي نيز هستند هر جا كه بروند و درهر لباسي كه باشند باظاهر فريبي حاصلي جز خرابكاري و نسيان وزيان براي خود و جامعه ندارند، ناگفته پيداست كه اگر اين نكات باريكتر از مو بوسيله اساتيد عزيز و بزرگوار براي همنوعان و هموطنان گفته شود و بوسيله مجلس محترم شوراي اسلامي تصويب گردد ودر دستورالعمل سازمان صدا وسيما ،سازمان تبليغات اسلامي وحوزه هنري و مركز سرودها وآهنگهاي انقلابي وزارت محترم ارشاد اسلامي قراربگيرد، چه اثرات نيك وسازنده واميدبخشي در جامعه ايراني و نهايتا در كل جهان خواهد گذاشت.



